ایران-کودکان- کاری بکن داداشی، خیلی دوستت دارم داداشی...
یک خبر تکان دهنده: فروش كودكان در تهران و ساير شهرهاي ميهنمان، به عنوان يك پديده شوم و ضد انساني، ازآغاز حاكميت آخوندهاي خميني صفت، به كارنامه ننگين رژيم اضافه شد . وقتی این خبر را شنیدم یاد کودکی افتادم که در کوره پزخانه کار می کرد. ایران - کودکان کار در کورپزخانه ها- لعنت بر آخوندها یکسال پیش بود که به عنوان خبرنگار در رابطه با کودکان کار میخواستم گزارشی تهیه کنم. گذرم افتاد به یکی از کوره پزخانه ها... پسر 9ساله ای را دیدم پرسیدم پسر جان اینجا چکار می کنی؟ داستان زندگی اش را اینطور گفت: داشتیم کم کم به جایی می رسیدیم که به آن مرز می گفتند. نمیدام مرز کجا بود ولی هرجا بود شهر کوچکی بود. قاچاقچی ها با هم پچ پچ می کردند که کدام یکی از ما را به چه کسی و به چه قیمتی بفروشند. فقط یک آرزو داشتم و آنهم این بود که منو از نگار،خواهرم جدا نکنند. داشتم به پدرم فکر می کردم که بعد از مرگ مادرم خیلی تنها و از طرف دیگر دستش خیلی تنگ بود و نمی توانست از پس مخارج ما بربیاد. آخه او یه کارگر بود که اخراج شده بود مادرم هم ازبس برای مردم رختشویی کرد سرطان خون گرفت و مرد. ...